X
تبلیغات
رایتل
ای پادشه خوبان...داد از غم تنهایی...



ای مدنی برقع مکی نقاب

   سایه نشین چند بود آفتاب
*
گر مهی از مهر تو سویی بیار 

  گر گلی از باغ تو بویی بیار
*
منتظران را به لب آمد نفس

   ای ز تو فریاد ، تو فریاد رس
*
سوی عجم ران منشین در عرب

  زرده روز اینک و شبدیز شب
*
ملک نو آرای و جهان تازه کن 

  هر دو جهان را پر از آوازه کن
*
سکه تو زن تا امرا کم زنند 

  خطبه تو خوان تا خطبا دم زنند
*
باز کش این مسند از آسودگان

   پاک کن این منبر از آلودگان
*
خانه غولند بپردازشان

    در غـَله دان عدم اندازشان
*
کم بکن اجرا که زیادت خورند

    خاص کن اقطاع که غارتگرند
*
از طرفی رخنه دین می کنند

   وز دگر اطراف کمین می کنند
*
ما همه جسمیم بیا جان تو باش 

   ما همه دیویم سلیمان تو باش
*
شحنه تویی قافله تنها چراست ؟

    قلب تو داری عَلـَم آنجا چراست ؟
*
شب به سر ماه یمانی در آر

   سر چو مه از بـُرد یمانی بر آر
*
با دوسه دربند، کمر بند باش

    کم زنِ این کم زده ی چند باش
*
خیز و بفرمای سرافیل را

   باد دمیدن دو سه قندیل را
*
زآفت این گنبد آفت پذیر
   
دست بر آور همه را دست گیر
*
هر چه رضای تو به جز راست نیست

  با تو کسی را سر واخواست نیست
*
گر نظر از راه عنایت کنی

   جمله مهمّات کفایت کنی
*
دایره بنمای به انگشت دست

   تا به تو بخشیده شود هر چه هست
*
با تو تصرّف که کند وقت کار ؟ 

  از پی آموزش مشتی غبار
*
از تو یکی پرده بر انداختن 

وز دو جهان خرقه در انداختن
*
مغز نظامی که خبر جوی توست  

زنده دل از غالیه بوی توست
*
از نفسش بوی وفایی ببخش 

  ملک سلیمان به گدایی ببخش

*****

مخزن الاسرار نظامی گنجوی


آخرین ارسال ها