X
تبلیغات
رایتل
ای پادشه خوبان...داد از غم تنهایی...

شاهد مرگ غم‌انگیز بهارم چه کنم
 ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم

نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم
 زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم

از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند
 سخت دلبسته این ایل و تبارم چه کنم

 من کز این فاصله غارت شده چشم توام
 چون به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم

 یک به یک با مژه‌هایت دل من مشغول است
 میله‌های قفسم را نشمارم چه کنم

«سیدحسن حسینی»

آخرین ارسال ها